دفتر کوچک مانده در زیر باران
سلام کوچه های گٍل آلودٍ کمی بعد از باران . من از سمت سکوت آمدم و میدانم که در این دقایق پر دغدغه دق الباب مرا هیچ دهانی پاسخ نخواهد داد . در هیاهوی آنهمه خاطره که با من است٬ به خاموشییه اینهمه سال مینگرم و میگریم .
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 22:44  توسط لاله
|
